خرید بک لینک
چند روز پیش همین بهمن ماه نمی دانم حرفِ چه بود که خواهرم، عبارتی گفت که مرا پرت کرد به یک جهانِ دیگر. هان، یادم آمد؛ حرف از تفریح و شهربازی بود که ناگاه، نام شهربازی چمران را گفت و همین یک کلمه، کافی

برچسب: نویسنده: حمید جلالی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:40

من کتاب میخوانم. یونان، اسطوره و دولتشهر توی سرم چرخ می خورد. چند متر آن سو تر نشسته... بوم نقاشی را روی پایش، رنگ و قلم مو را کنار دست اش و موهای خرمایی را روی شانه هایش دارد و نوری که از پنجره ی تراس به روی تن و بوم نقاشی کوچ اش سرازیر می شود، زیباست.

چه شعری زیباتر از هم آغوشی نور آفتاب با گل های پیراهن اش؟!

(سکوت، با رقص قلم مو روی بوم، به زمزمه ای عاشقانه بدل می شود)

برچسب: نویسنده: حمید جلالی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:40

امروز پا را در آنسوی دیگر گذاشتم

مرز میان کودکی دوران شیرین دانشگاه تا بزرگسالی دیواری به ضخامت یک پلک زدن بود و من، امروز، در دنیای دیگری هستم.

روزی دیگر

برچسب: نویسنده: حمید جلالی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:40

صفحه بندی